كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

638

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بهادر به خبرگيرى تعيين نمود و او مردى بود كار ديده و گرم و سرد روزگار چشيده دو شبانروز رفته به آلاچوقى چند رسيده پنهان شد . سوارى از ايشان به مهمّى مىرفت . چون از ايشان گذشت او را گرفته به حضرت آورد . آن حضرت شيخ داود را انعام فرمود و از آن‌كس احوال تغتمش پرسيده گفت يك ماه است كه ما اين جاييم و از او خبر نداريم . امّا ده سوار در اين بيشه مىباشند . آن حضرت عيد خواجه را با سى سوار فرمود كه آن آلاچوقها را كوچ كند و خمارى يساول با بيست نفر رفته و با آن ده سوار جنگ كرده و بعضى را گرفته آورد و آن حضرت تحقيق اخبار نموده كوچ فرمود و به آب تيق رسيده از سه گذر مشهور عبور ننمود « 1 » و از بالا آب به سلامت گذشت و شش روز ديگر رفته به آب سمر « 2 » رسيد و قراولان آواز دشمن شنيده و اميرزاده محمد سلطان يكى را گرفته به حضرت فرستاد و او به عرض رسانيد كه از شما در الوس خبر نبود . دو نوكر ايدكو آمده خان را خبر كرد و او لشكرها در قروق « 3 » كوك جمع آورده انتظار لشكر ازاق و بلغار مىبرد و هنوز كه آنها نيامده‌اند سپاهى او دو مقدار شما باشد و مىخواست كه گذرهاى آب تيق « 4 » بر شما گيرد . چون دانست كه از بىراهه مىگذريد متعرّض نشد . آن حضرت غرهء رجب از آب سمر گذشت و دايرهء يورت معين شده در هر منزل خندق زدن مقرّر گشت و حكم شد كه وقت كوچ هيچ آفريده از قشون خود جدا نشود و به يسال آرميده مىرفتند . از قراولان خبر آمد كه سه قشون از دور نمود . آن حضرت جيبابخش فرمود و خزانه را گشاده همه لشكر را انعام عام داد و به نفس شريف پيش

--> ( 1 ) . ظف : « روز دوشنبه بيست و چهارم جمادى الآخره به كنار آب تيق رسيدند . غجر به عرض رسانيد كه اين آب را سه گدار است . صاحب‌قران فرمود كه ازين گذارها گذشتن مصلحت نيست چه شايد كه دشمنان در كمين باشند . » ( ج 1 ص 372 ) - نسخ : مانيق . ( 2 ) . ظف : سمور - ك : سهر . ( 3 ) . ظف ، حب : قرق گول - ف : قروق گوگ . ( 4 ) . ظف : تيق - نسخ : مانيق - حبيب السير : ايپك .